يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
102
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )
كه نكوتر از درّ عدن * هر زن كه برَوث فيل شهدش بدهند هركز نشود ز هيچكس آبستن روث بفتح راء سركين است ذكر ادويه ذكر ادويه كه فرج را تنك و خوشبو گرداند رباعيه كر سوده زرّ ورد بردارد زن * چون غنچه شود قبل كهش تنك دهن در سنبل سوده را در آن دخل دهد * خوشبوى شود چو نافه مشك ختن طريق استعمال ادويه طريق استعمال ادويه مذكوره آنست كه بزر الورد يعنى تخم كل سه درم سنبل دو درم كوفته و پخته و صلايه كرده انكشت ميانين را بكلاب يا آب تر كنند و بدان آلوده ساخته در فرج نهند و انكشت را تاب داده بيرون آرند علامت آنكه فرزند در رحم ، مادر پسر است يا دختر علامت آنكه فرزند در رحم ، مادر پسر است يا دختر رباعيه بشنو سخن از ابو على صاحب فن * در مادهء كه زن بود آبستن فرزند كرش نرينه باشد اول ظاهر كردد عظم ثدى ايمن عظم بزركى و ثدى ايمن پستان راست است اشارت بتدبير زن حامله اشارت بتدبير زن حامله رباعيه كر كوش كنى سخن بوجه احسن * كويم به تو تدبير زن آبستن بايد كه بوقت حمل پرهيز كند * از رك زدن و داروى مسهل خوردن بيان تدبير زنى كه دشوار زايد بيان تدبير زنى